از اون روزهای بی برکت بود.. دست و دلم به هیچ کاری نرفت، چشمای ه.ب کمی ملتهبه و دیدنش اذیتم میکنه و اصلا نمیدونم چقدر طبیعیه برای پزشکش پیام گذاشتم ولی جوابمو نداده هنوز.. دیروز س.خ زنگ زد حوصله جواب دادن نداشتم بهش پیام دادم و گفتم فردا خودم بهت زنگ میزنم ولی تا این لحظه هنوز حوصله ندارم، ج.م کاناداس دو هفته پیش با موتور تصادف کرده بود آخرین بار هفته پیش حرف زدیم و گفت خوبه حالش ولی از اون موقع آنلاین نشده و وضعیت تلگرامش رفته رو last seen within a week،
برچسب:
نویسنده: anahid68
برچسب:
نویسنده: anahid68
برچسب:
نویسنده: anahid68
برچسب:
نویسنده: anahid68
برچسب:
نویسنده: anahid68
برچسب:
نویسنده: anahid68
فکر میکردم مرگ بهم نزدیکه و هر جا میرفتم یه ردپایی رو ازش حس میکردم، ولی تنها چیزی که فکرشو نمیکردم مرگ تو بود... عزیز دلم چرا انقدر زود از بین ما رفتی؟ باورم نمیشه برادرزاده قشنگم تو ۱۹ سالگی پرپر شد.. بمیرم برات حتی انقدری که روی خوش زندگی رو ببینی فرصت نداشتی.. کوروش قشنگم امیدوارم تو آرامش بخوابی عزیز دلم...
برچسب:
نویسنده: anahid68
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: anahid68
برچسب:
نویسنده: anahid68
برچسب:
نویسنده: anahid68
برچسب:
نویسنده: anahid68
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: anahid68
برچسب:
نویسنده: anahid68
برچسب:
نویسنده: anahid68
برچسب:
نویسنده: anahid68