خرید بک لینک

من در این گوشه که از دنیا بیرون است...

ترخیص

مامان بعد از دو هفته بالاخره از بیمارستان ترخیص شد، هزینه بیمارستان دولتی 14 شب 120 میلیون ناقابل! جایی که رسما دیوونه خونه بود! پرسنل به ظاهر خوش اخلاق و خوش برخورد ولی در عمل سلاخ و مترصد فرصتی برای بردن بیمارها به مسلخ! ما بارها اعلام کرده بودیم که رضایت به عمل نداریم و هر چه سریعتر میخوایم بیمارمون ترخیص بشه ولی تا چشم همراه رو دور میدیدند بیمار رو برای عمل آماده میکردند!!! واقعا عجیب ترین بیمارستانی بود که به عمرم دیده بودم.. هر انترن یا رزیدنتی که میومد برای خودش یه تشخیص جدید میداد و یه اردر تازه ثبت میکرد. بدون توجه به اردر پزشک ها یا انترن های قبلی! اصلا نمیدونم انترن اجازه ثبت اردر داره یا کار اینا غیر قانونی بود! حین پاسخگویی چون فکر میکردن از اردرها سر در نمیاریم جواب گمراه کننده میدادن و وقتی بهشون میگفتم اینجا چیز دیگه ای نوشته شده یکم خودشون رو جمع میکردن و سعی میکردن درست جواب بدن... خلاصه انقدر چیزای عجیب دیدم این مدت که اصلا فکرشم نمیکردم کادر پزشکی ما به سمت همچین قهقرایی رفته باشه و انقدر بی وجدانی و بی مسئولیتی توش بیداد کنه! سال 88 و 89 که تو اورژانس کار میکردم واقعا پزشکا و پرستارا تو لول دیگه ای بودن، یکم به خاطر حجم کار و عدم آموزش نحوه رفتار با بیمار بد اخلاق و بد برخورد بودن ولی کسی نه از زیر کار در میرفت نه به بیمار و همراهاش دروغ یا چرت و پرت تحویل میداد!! پزشکهای این بیمارستان خیلی تایپشون کوچه بازاری و کاسب مسلک بود تا یه چیزی میگفتی با مثلا شوخی و خنده میگفتن تشریف بیارید مطب هزینه کنید!!!! چرا تو این کشور همه چیز انقدر داغون شده؟ چرا وجدان بیدار انقدر کمه؟

آمارگیر وبلاگ

برچسب: نویسنده: anahid68 تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:12

صفحه بندی