جمعه
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
از اون روزهای بی برکت بود.. دست و دلم به هیچ کاری نرفت، چشمای ه.ب کمی ملتهبه و دیدنش اذیتم میکنه و اصلا نمیدونم چقدر طبیعیه برای پزشکش پیام گذاشتم ولی جوابمو نداده هنوز.. دیروز س.خ زنگ زد حوصله جواب دادن نداشتم بهش پیام دادم و گفتم فردا خودم بهت زنگ میزنم ولی تا این لحظه هنوز حوصله ندارم، ج.م کانادا...
محله برو بیا
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
امروز صبح که به سمت ایستگاه میرفتم، داشتم به این فکر میکردم که من هنوز بعد از بیشتر از یکسال حضور تو این محله به بودن اینجا عادت نکردم و اینجا رو برای خودم موقتی میبینم و ته ذهنم همیشه میگم یه روز به محله قبلی بر میگردیم.. اون محله رو آدماش تعریف کرده بودن، کاسبهایی که اگه دوبار تو مغازشون رفت و آمد...
بلاگفایی ها
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
بلاگفایی ها من هیچوقت نتونستم خودم رو تو دسته آدمهای عمیق بدونم، دلیلش هم اینه که من مثلا وقتی یه کتاب رو میخونم غرق میشم توش، میشم کاراکترش و زندگیش میکنم و حس میکنم چقدر باهاش آمیخته شدم، برای همینم فرصت نمیشه تحلیل کنم که آیا این حرکت یا این حرف یا این باورش درسته یانه، آدمها تو حالت خنثی نسبت به...
به قول بچگی های ه.ب اهداد خون حمک
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
به قول بچگی های ه.ب "اهداد خون حمک" بعد از مدتها فرصتی پیش اومد که تو ایونت اهدای خون شرکت تایم رزرو کنم حالا رفتم اونجا بعد از کلی معطلی بابت کندی سیستم به نوبت معاینه که رسیدم پزشک میگه رنگت پریده چرا میخوای خون بدی؟ میگم خوبم مشکلی ندارم، فشارم رو گرفته 12 روی 8 میگم پایینه مگه؟ میگه نه به نسبت خ...
عنقریب...
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
عنقریب... چند روزه بچه ها تو شرکت یکی پس از دیگری ویروسی میشن، گویا آنفولانزاس، یکشنبه داشتم برای م.ب سیستم تست رو راه اندازی میکردم و تمام مدت رو صندلی در فاصله نیم متریش نشسته بودم و فردا صبحش پیام داده بود که مریضه و نمیتونه بیاد... ن.د هم هفته پیش قبل از شروع مرخصی من برای جراحی همین حالت رو داش...
ذهن خالی
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
ذهن خالی بیشتر از یکساله که روزمره نویسی رو شروع کردم، هر روز تو وان نوتم مینویسم بعضی چیزا رو هم اینجا، گاهی تو یه روز چندین بار مینویسم گاهی هم فقط یه بار ولی حتما مینویسم ولو در حد یه جمله.. و الان بعد از ماهها تازه نتیجه های جالبی دارم از این هر روز نوشتن ها میگیرم... ذهن خالی، اینکه هیچ چیز غی...
بگیر آسوده بخواب..
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
بگیر آسوده بخواب.. فکر میکردم مرگ بهم نزدیکه و هر جا میرفتم یه ردپایی رو ازش حس میکردم، ولی تنها چیزی که فکرشو نمیکردم مرگ تو بود... عزیز دلم چرا انقدر زود از بین ما رفتی؟ باورم نمیشه برادرزاده قشنگم تو ۱۹ سالگی پرپر شد.. بمیرم برات حتی انقدری که روی خوش زندگی رو ببینی فرصت نداشتی.. کوروش قشنگم امید...
گزارشی از میدونی
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 15:12
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
ماجرای ترخیص
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 15:12
من در این گوشه که از دنیا بیرون است...ترخیصمامان بعد از دو هفته بالاخره از بیمارستان ترخیص شد، هزینه بیمارستان دولتی 14 شب 120 میلیون ناقابل! جایی که رسما دیوونه خونه بود! پرسنل به ظاهر خوش اخلاق و خوش برخورد ولی در عمل سلاخ و مترصد فرصتی برای بردن بیمارها به مسلخ! ما بارها اعلام کرده بودیم که رضایت...
جزئیات تازه از کابوس
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 15:12
من در این گوشه که از دنیا بیرون است...کابوسبعضی کابوسهایی که میبینم، اتفاقات زندگیم در گذشته هستن که خیلی رنگ و لعابشون و پیاز داغشون بیشتر شده، حتی بعضیهاش اتفاق خاصی هم نبوده روزمرگیهای فرسایشی بوده... مثل مواقعی که کسی احساساتت رو نادیده گرفته و سعی داشته بهت بقبولونه که چیزی که حس میکنی اون چیز...
دردهای ناگفتنی... در کانون توجه
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 15:12
من در این گوشه که از دنیا بیرون است...دردهای ناگفتنی...ه.ب دو سال و کمتر از ۴ ماهش بود که طبق روال مهد کودک باید از کلاس شیرخوار به نوپا با مربی های جدید منتقل میشد، از همون روز های اول که وارد کلاس مربی جدید شد تغییرات رفتاری رو توش میدیدم، عصبی و پرخاشگر شده بود، شب ادراری گرفته بود بدون اینکه ساب...
آنچه باید درباره بانو 8 بدانید
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 15:12
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
پدر..؛ روایت کامل
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 15:12
من در این گوشه که از دنیا بیرون است...پدر..دیروز خبر فوت مادر یکی از همکارامون بهمون رسید، من زیاد با ایشون در ارتباط نیستم ولی از بچه ها شنیدم که به شدت به مادرشون وابسته بودن، خودشون 42 ساله ان و صاحب دو فرزند... بعد بین حرفا مطرح شد که حدود 15 سال میشه که پدرشون رو هم از دست دادن و هنوزم تو جمع ه...
بررسی تاریخ عمل
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 15:12
من در این گوشه که از دنیا بیرون است...تاریخ عملاز مطب دکتر زنگ زدن و تاریخ عملی که برای 6 ام مرداد تنظیم کرده بودیم رو جلو آوردن و گفتن خانم دکتر اواسط مرداد قراره سفر برن، بهتره تاریخ عمل طوری باشه که حداقل 14 روز در دسترس شما باشن که در صورت مشکلات احتمالی بتونید بیمار رو ارجاع بدید بهشون... خلاصه...
آنچه باید درباره آزمایش بدانید
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 15:12
من در این گوشه که از دنیا بیرون است...آزمایشاز خواب بعد از ناهار متنفرم، چون معمولا در حالی بیدار میشم که قلبم طوری میزنه انگار که میخواد قفسه سینم رو بشکنه و بپره بیرون...چند دقیقه اس بیدار شدم و ضربان قلبم ۸۸ئه که برای منی که اوریجم زیر شصت و پنجه خیلی بالاست... ناچار بودم بخوابم انقدر کم خوابی تو...